برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
دنبال روزگار ندو ، پیر میشی از نفس میفتی و اخرشم بهش نمیرسی . بزار روزگار بدو دنبال تو . روزها میگذره و سرم توی کار خودمه . کم کم لازمه یه فکرایی بکنم . نباید منتظر کسی موند . هر کی خواست بره بزارش بره. زندگی یه باره . خودتو فدای ادمای اشتباه زندگیت نکن .
نه دردی نه عذابی راه انتخاب جلومه و دارم بهش فکر میکنم
الحمدالله
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
فکرش رو میکنم باید الان در حال دعوا میبودم از کارهای بچه گانه خودش و اطرافیانش که توی فضای مجازی این کارای سخیفو نکن ، مو به بدنم بلند میشه .
سید هم رفت .واقعا روزهای سختی شد برام . خدا بیامرزدت آسید ابراهیم. دنیا تشنه عدالته .خدایا برسون صاحب اصلیشو .
یاس ، خنککککک
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری
ما در هر صورت باید زندگی کنیم . ولی زندگی همش سازش نی . یه جایی میبری ، خستت میشه .
بدترین کار ممکن ، راضی بودن به شرایط فعلی و دور خودت چرخیدنه . زندگی جریان داره ، پابند شرایط نشو ، روزگار انچه که به صلاحت هست رو رقم خواهد زد .
به وقت 19 اردیبهشت خنک
برچسب:
نویسنده: غزل اکبری